نشستن گرد یتیمی بر چهره امام زمـــان(عج)


ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

 اگـــر چنــد روز امـــام زمــان(عـج) را نـبينيم چـه مي كنيـــم؟؟؟

 اگر چند روز امام زمان را نبينيم چه مي كنيم؟؟؟

بغل كردن امام زمان (عج)

روزی امام زمان(عج) در مغازه عبدالکریم کفاش نشسته بودن که رو میکنند به عبدالکریم و

میگویند:عبدالکریم کفش های منو ببین نیاز به وصله دارن

عبدالکریم جواب میدن:آقا به روی چشم اما اجازه بدهید اول سفارش های مردم رو تموم کنم

بعد به کفش های شما برسم.(البته چون آقا امر نكرده بودند اين جواب را داد)

امام زمان(عج) برای بار دوم می فرمایند:


ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

یـک وقـت هــایی هـم هـسـت ....

 یـک وقـت هــایی هـم هـسـت ....


عمری است در هوای خودت گریه می‌کنی

عمری است با نوای خودت گریه می‌کنی

گاهی کنار تربت مخفی مادرت
بر خاک آشنای خودت گریه می‌کنی

یک شب کنار پنجره فولاد می‌روی
با حاجت و دعای خودت گریه می‌کنی

شب‌های جمعه زائر شش گوشه می‌شوی
با یاد کربلای خودت گریه می‌کنی

با خواندن زیارت ناحیه تا سحر
با سوز و روضه‌های خودت گریه می‌کنی


ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

تـو چقدر زیـبایـے



✧ بـا چشمـهایـے ڪہ مےخواهے بـا آن جمـال حـضرت مهـدے (ع) را تمـاشا ڪنے ،

گنـاه مـڪن



  براے دیدن تــو دیده اے وارستہ از دنیا مرا مےباید

 براے لمس نگاهت باید از زمـین بُـرید

 هزاران قلاب از رنگ و لعاب ، نگاه مرا بـند زمیـن ڪرده 

  همیشہ نہ

اما بسیار فراموش مےڪنم

 تــو چقدر زیـبایـے



من هنوز هم فکر مےکنم

آسمان وقتی ابرے مےشود

 لـابـد تــو دارے یـک جایـے

غصه ے  مـا را مـےخـورے!


يک نگـــــاه حـــــرام ...

ســـــال ها عقـــــب مے اندازد

دیـدارت را ...


 یا صاحب الزمان

عجل علی ظهورک

شیعیان ما، به اندازه آب خوردنی، ما را نمی خواهند….

hatta

حــاج محمــد علـی فشنـدی :

« در مسجد جمکران قم اعمال را بجا آورده و با همسرم می آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل

صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند.

گفتم: « این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است ».

ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد؛ پس از آنکه ظرف آب را پس داد گفتم:

« آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد».

فرمود: « شیعیان ما به اندازه آب خوردنی، ما را نمی خواهند، اگر بخواهند دعا

می کنند و فرج ما می رسد ».

این را فرمود و تا نگاه کردم آقا را ندیدم. فهمیدم وجود اقدس امام زمان علیه السلام را

زیارت کرده ام و حضرتش امر به دعا نموده است ».


منبع: شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و برکات حضرت ولی عصر -عجل الله تعالی فرجه الشریف ( حکایات کتاب عبقری الحسان )

یـہ لحظه هایـے هست کـہ

یـہ لحظه هایـے هست کـہ من در خوابم ... خواب غفلت...

یـہ لحظه هایـے هست کـہ من بـہ کل فراموش میکنم وظایفم رو...

یـہ لحظه هایـے هست کـہ اصلا انگار نـہ انگار کـہ یـہ امام "زنده" و "ناظر" داره در زمان من زندگـے میکنـہ

یـہ لحظه هایـے هست کـہ من خون بـہ دلش میکنم...

یـہ لحظه هایـے هست کـہ میگم "آقاجان شرمنده ام" ولـے خیلـے زود همـہ چـے یادم میره...

یـہ لحظه هایـے هست کـہ من اصلا سرباز خوبـے نیستم..

من اسم این لحظـہ ها رو ((( هـــمـــیـــشـــہ))) گذاشتـہ ام...

آقا جان شرمندم روم سیاه !!